ششماه با غول سونی: آیا WF-1000XM5 هنوز هم پادشاه هدفونهای توگوشی است؟
هدفون WF-1000XM5 سونی در روز اول شگفتزدهتان میکند، اما آیا در استفاده طولانیمدت و باوجود رقبای ارزانتر، هنوز ارزش خرید دارد؟
خیلی سخت میشود کسی را به خرید هدفون لوکس ترغیب کرد؛ قیمتش سر به فلک میکشد و این گرانی بیشتر از گوشی یا لپتاپ به چشم میآید، چون شاید به اندازهی آنها «ضروری» به نظر نرسد. بله، میشود با یک هدفون معمولی هم کار را راه انداخت، اما قبول دارید هیچچیز لذتبخشتر از این نیست که در یک صبح بارانی، با یک لیوان چای کنار پنجره بنشینید و آهنگ موردعلاقهتان را درست همانطور که در استودیو (احتمالا آن سر دنیا) ضبط شده، با تمام جزئیات و ظرافتهای هنریاش بشنوید؟
حالا داستان هدفونهای پرچمدار سونی هم همین است. اصلا وقتی حرف از سری XM سونی میشود، من معمولاً حسی شبیه به آن میم اینترنتی «هیچی نگو و تمام پولم را بردار!» پیدا میکنم. البته این حس را بیشتر برای هدفونهای روگوشی افسانهای سونی داشتم. فکر میکنید نظرم در مورد نسل پنجم هدفون توگوشی این خانواده، آن هم بعد از شش ماه استفاده، همین است؟
اگر شما هم از خورههای موسیقی هستید و دلتان میآید در حال حاضر، برای چنین تجربهی لذتبخشی، بیش از ۲۰ میلیون تومان هزینه کنید، هدفون توگوشی WF-1000XM5 سونی گزینهی واقعا وسوسهانگیزی بهنظر میرسد؛ پس بیایید ببینیم این غول کوچک سونی پس از شش ماه استفاده، هنوز هم ارزش خرید دارد یا پیش رقبای سرسخت اپلی و سامسونگیاش، از نفس میافتد.
کوچکتر، سبکتر، شیکتر اما…لغزندهتر!
سونی در XM5 روی دو نقطهضعف اصلی نسل قبل، یعنی اندازه و راحتی، استادانه کار کرده است. ایربادهای جدید ۲۵درصد کوچکتر و ۲۰درصد سبکتر شدهاند و در استفادهی طولانیمدت، باعث خستگی نمیشوند. برآمدگی ایربادها از درون گوش هم کمتر از قبل شده، هرچند هنوز از گلکسی بادز ۳ پرو یا ایرپاد پرو ۲ برجستهتر هستند.
بعد از ۶ ماه استفاده، خراش و آسیبهای جزیی روی بدنه کیس نمایان شد
کیس شارژ هم حدود ۱۵درصد کوچکتر شده و بهراحتی در جیب جا میشود (هرچند هنوز کمی از کیس ایرپاد حجیمتر است). البته بعد از شش ماه استفاده، خراش و آسیبهای جزیی روی بدنهی کیس نمایان شد که نشان از کیفیت ساخت نهچندان مرغوبش دارد.
ترکیب بدنهی مات و بخش بیرونی براق، ظاهر هدفون را به مراتب شیکتر و لوکستر از قبل کرده است؛ اما بهای این زیبایی را هم باید پرداخت کرد: سطح براق و صیقلی ایربادها باعث میشود انگشتتان به راحتی روی آن سُر بخورد و گاهی اوقات، مخصوصاً اگر دستتان کمی چرب یا عرق کرده باشد، بیرون آوردنشان از کیس به چالش کوچک، اما اعصابخردکنی تبدیل میشود.

اما بهمحض اینکه موفق شوید و هدفون را در گوشتان بگذارید، همهچیز عالی است. ایربادها فوقالعاده راحت هستند که بخشی از این راحتی، مدیون سَریهای فومی است که سونی همچنان به استفاده از آنها در مدلهای پرچمدار خود اصرار میورزد. البته فوم جدید نسبتبه نسل قبل، نرمتر و منعطفتر شده و بهتر فرم گوش را به خود میگیرد؛ درنتیجه، هم ایزولهی صدا بهتر شده است و هم راحتی در استفادهی طولانیمدت.
ایربادها بهخاطر سریهای فومی جدید فوقالعاده راحتند
البته سری فومی مشکلات خاص خودش را هم دارد: هم اینکه زودتر از سیلیکون فرسوده میشود و هم تمیز کردنش کمی سختتر است (دردسرهایی که بعد از شش ماه استفاده بیشتر خودش را نشان داد). درضمن، برخی از افراد هرگز با حس قرار گرفتنشان در گوش کنار نمیآیند. خبر خوب اینکه سونی در جعبهی XM5، چهار سایز مختلف از این سریها، از جمله یک سایز بسیار کوچک قرار داده تا افراد بیشتری بتوانند اندازهی مناسب گوش خود را پیدا کنند؛ اما اگر همچنان با این جنس کنار نیامدید، بازار پر از گزینههای سیلیکونی جایگزین است.
ایربادها همچنان گواهی IPX4 را دارند که یعنی در برابر پاشش آب و باران مقاوماند، اما حواستان باشد با آنها دوش نگیرید! برای دوستداران محیطزیست هم خبر خوب اینکه هم کیس و هم خود ایربادها از مواد بازیافتی ساخته شدهاند، اما این موضوع ذرهای از حس لوکس بودنشان کم نکرده است.

کنترل لمسی هدفون هم همانطور که از یک محصول لوکس انتظار داریم، کارش را بیعیبونقص انجام میدهد؛ اما کماکان مشکل هدفونهای بدونساقه را یدک میکشد: ضربهزدن به بدنهی ایربادها، مخصوصا برای تنظیم صدا، سری هدفون را در کانال گوش فرو میبرد و حس ناخوشایندی ایجاد میکند (برای مقایسه، پیکسل بادز پرو ۲ هم فرمفکتور بدونساقه دارد، اما تنظیم حجم صدا با کشیدن انگشت روی بدنهی ایرباد انجام میشود که البته باز هم ایدآل نیست، اما دستکم باعث آزاردگی گوشها نمیشود.)
هدفون توگوشی XM5 در بازار ایران با همان دو رنگ آشنای مشکی و نقرهای عرضه میشود، اما اگر رنگ جدید و جذاب «صورتی دودی» آن را جایی پیدا کردید، در انتخابش شک نکنید!
کیفیت صدا؛ جایی که سونی جادو میکند
میدانم که دغدغهی اصلی همهی ما موقع خرید هدفون گرانقیمت، یک چیز است: صدا. بگذارید خیالتان را راحت کنم؛ صدای XM5 معرکه است. میتوانم بگویم تقریباً بیعیبونقص است؛ انگار سونی تمام آن ۳۰۰ دلار را برداشته و مستقیماً روی کیفیت صدا سرمایهگذاری کرده است.
اول اینکه XM5 مثل قبل از کدک LDAC سونی پشتیبانی میکند که امکان پخش موسیقی با کیفیت بسیار بالاتر از بلوتوث استاندارد را در اختیارتان میگذارد. درایورهای دینامیک هم با افزایش ۲٫۴ میلیمتری، از ۶ میلیمتر در نسل قبل به ۸٫۴ میلیمتر رسیدهاند و این یعنی توانایی بیشتر در بازتولید دقیق تمام فرکانسها.
صدای XM5 معرکه است؛ تقریباً بیعیبونقص
بهطور دقیقتر، بیس پایینی که در XM4 ضعیف بود، حالا در XM5 کاملاً قابل حس است. بیس میانی هم بسیار کوبندهتر و پرانرژیتر شده و شاید کمی از حالت استاندارد شدیدتر باشد، اما سونی آن را بهقدری خوب کنترل کرده که حتی در آهنگهایی که تمرکز زیادی روی بیس دارند، هرگز آزاردهنده نمیشود.

برای مثال، در آهنگ «We have A Map of the Piano» از گروه ایسلندی و پستراک mùm، لایههای عمیق بیس کاملاً قابل حس و تفکیکشده هستند و آهنگ، عمق فوقالعادهای دارد. بیس میانی هم در آهنگ «Starboy» از The Weeknd، کوبنده، سریع و پرانرژی است. ضربات بیس کاملاً کنترلشده و دقیق به گوش میرسند، بدون اینکه صدای خواننده کدر شود.
بازهی میانی معمولاً برای هدفونهای پرچمدار چالش بزرگی نیست و XM5 هم در این بخش یکی از تمیزترین و بینقصترین صداها را تولید میکند. جزئیات موسیقی بیشتر از همیشه به گوش میرسد و حتی در آهنگهای شلوغ، صدای خواننده و سازها در هم نمیآمیزند.
مثلا در آهنگ «The Reason» از گروه آلترناتیو راک Hoobastank، صدای خواننده، با تمام جزئیات و بافتی که دارد، شفاف و در مرکز صحنه قرار میگیرد. ریفهای گیتار الکتریک کاملاً تفکیکشده و واضح به گوش میرسند. یا در آهنگ «Angel» از Judas Priest، صدای قدرتمند و رسای راب هالفورد با تمام جزئیاتش به گوش میرسد و مو به تن آدم سیخ میکند.
چالش اصلی بازهی میدرنج در نسخهی زندهی آهنگ «Many of Horror» از Biffy Clyro خود را نشان میدهد؛ جایی که در اوج آهنگ، صدای گیتار و خواننده در هم میآمیزد و در بسیاری از هدفونها، وکال زیر صدای ساز گم میشود. اما XM5 در این آزمون سربلند بیرون میآید. صدای خواننده به وضوح بر روی گیتار سوار است و تفکیک سازها به شکلی استادانه انجام میشود.